در سیستان و بلوچستان، هنوز زنانی هستند که با خاک سخن میگویند؛ نه با ابزار، نه با چرخ، بلکه با لمس، صبر و حافظهای که هزاران سال قدمت دارد. در این سرزمین، سفالگری تنها یک هنر یا صنعت دستی نیست، تداوم یک شیوه زیستن است، هنری که از دل هزارهها عبور کرده و بیآنکه به فناوریهای مدرن تن دهد، اصالت نخستین خود را حفظ کرده است. هر ظرف سفالی، حاصل پیوندی دیرینه میان انسان و طبیعت است؛ پیوندی که در آن خاک، آب، آتش و دستهای صبور زن بلوچ به گفتوگویی خاموش مینشینند.
ثبت جهانی سفال کلپورگان
در 25 کیلومتری شهرستان سراوان، روستای «کلپورگان» آرام و بیادعا بر دامنه تاریخ نشسته است؛ روستایی که نامش امروز فراتر از یک نقطه جغرافیایی، به نمادی جهانی از هنر بدوی، خالص و اصیل سفالگری بدل شده است.
سفال کلپورگان با قدمتی نزدیک به هفت هزار سال، هنوز همانگونه ساخته میشود که نیاکان نخستین این سرزمین آن را میساختند، بدون چرخ، بدون قالب و تنها با دستانی که شکل را از دل گل بیرون میکشند.
این تداوم شگفتانگیز، آنچنان توجه جهانیان را برانگیخت که در آذرماه سال 1396، کارشناسان یونسکو راهی این روستای دورافتاده شدند تا ظرفیتهای آن را برای ثبت جهانی ارزیابی کنند؛ مسیری که سرانجام به ثبت جهانی کلپورگان و اهدای لوح ثبت جهانی به مردم آن انجامید. این رویداد، نهتنها مهر تأییدی بر اصالت این هنر بود، بلکه نام کلپورگان را در حافظه فرهنگی جهان ثبت کرد.
روستای گردشگری
کلپورگان امروز به روستایی گردشگری بدل شده است، اما نه از آن دست روستاهایی که هویتشان زیر سایه نمایش و تجاریسازی، رنگ ببازد. اینجا، زنان هنرمند بلوچ، آرام و استوار، هنر خود را پیش چشم بازدیدکنندگان میآفرینند.
کارگاهها سادهاند، دیوارهای گلی، کف خاکی و نور طبیعی اما در همین سادگی، راز بزرگی نهفته است. هر زن سفالگر، خود یک «موزه زنده» به شمار میآید، موزهای که در آن، حرکت دستها جای ویترین شیشهای را گرفته و تاریخ نه پشت تابلو، که در جریان زندگی روزمره نفس میکشد.
تماشای دستان این زنان، تجربهای فراتر از دیدن یک فرآیند تولید است. گل نرم، آرامآرام قد میکشد، شکل میگیرد و در نهایت به ظرفی بدل میشود که گویی از ژرفای زمین با خاطرهای کهن سر برآورده است؛ سفالی منقوش، ساده و صادق که بازماندهای از جوامع ابتدایی بشر را در خود حفظ کرده و همچنان زنده مانده است.
تنها کارگاه سفالگری بدوی در جهان
نام «کلپورگان» برگرفته از «کَلپوره»، گیاهی دارویی و بومی بلوچستان است؛ همانگونه که سفال این روستا نیز ریشه در طبیعت، اقلیم و زندگی سنتی مردم منطقه دارد.
اگرچه کشاورزی و تولید محصولاتی چون خرما، مرکبات و سبزیجات، شغل اصلی اهالی به شمار میرود، اما آنچه این روستا را از دیگر نقاط متمایز میکند، همین هنر سفالگری است؛ هنری با قدمتی چهار تا شش هزار ساله که تاکنون دستنخورده باقی مانده و تنها کارگاه فعال سفالگری جهان به شمار میرود که هنوز به شیوه کاملا بدوی و سنتی فعالیت میکند.
سفال کلپورگان، یادگاری از هزارههای پیش از میلاد و نماد تداوم حیات نوعی سفال قرمز است؛ شاهکاری برخاسته از اندیشه، تجربه و ذوق زنانی که بیآنکه نامشان در تاریخ ثبت شود، تاریخ را ساختهاند.
این هنر، نسلبهنسل و سینهبهسینه، از مادران به دختران منتقل شده و گذر زمان نهتنها از اصالت آن نکاسته، بلکه بر عمق معنا و ارزش فرهنگیاش افزوده است.
نقوش هندسی ساده اما ژرف، بازتابی از باورها، آرزوها، ترسها و امیدهای انسان اولیهاند؛ خطوطی که ارتباط ناگسستنی انسان با طبیعت پیرامونش را روایت میکنند.
روایتهایی خاموش که بر بدنه سفال جان گرفتهاند و امروز، در سکوت کویر، همچنان سخن میگویند، گواهی زنده بر این حقیقتند که تاریخ، گاه نه در سنگ و کتیبه، بلکه در دستان زنانی ماندگار میشود که خاک را به زندگی بدل میکنند.
این کار، هویت ماست
بیبی گل، بانوی 60 ساله میگوید: من هیچ روزی را یادم نمیآید که مادرم سفال نسازد؛ انگار از اول دنیا همینطور بوده. بچه که بودم، کنار دستش مینشستم و با تکههای گل بازی میکردم. اولش بازی بود، بعد شد کار، بعد فهمیدم که زندگی است. مادرم هیچوقت نگفت این کار را اینطور انجام بده، فقط میگفت نگاه کن. ما با نگاه کردن یاد گرفتیم.
او دستانش را بالا میآورد؛ دستهایی که خطهای ریزشان شبیه نقشهای روی سفال است. میگوید: چرخ نداریم، چون دست، خودش اندازه را میداند.اگر عجله کنی، گل لج میکند. مادرم همیشه میگفت سفال صبر میخواهد؛ اگر حوصله نداشته باشی، ترک میخورد. من هنوز همان حرفها را به دخترم میزنم. بیبیگل بر این باور است که هر ظرف، روح خودش را دارد.
بانوی دیگری میگوید: هر بار که دستم به گل میخورد، به یاد مادرم میافتادم، به یاد مادربزرگم که میگفت اگر ما نسازیم، این راه قطع میشود.
او میگوید ادامه دادن این هنر، انتخابی آگاهانه بوده است: من سفالگری را فقط از سر اجبار ادامه ندادم، بلکه فهمیدم این کار، هویت ماست.
سفالگری بدون چرخ
یک کارشناس حوزه میراث فرهنگی در سراوان با بیان اینکه سفالینههای روستای کلپورگان شهرتی جهانی دارند، میگوید: این آثار، شاهکار اندیشه و هنر زنان سیستان و بلوچستان بوده که نسل بهنسل از مادران به دختران بلوچ منتقل شده و گذر زمان نهتنها از اصالت آن نکاسته، بلکه بر ارزشهای هنریاش افزوده است.
محمد صدیق دهواری میافزاید: در طول تاریخ همواره زنان، خالقان سفال کلپورگان بودهاند. این هنر کهن بدون استفاده از چرخ سفالگری و تنها با دست شکل میگیرد. تزئینات این سفالینهها برگرفته از نقوش هندسی با پیشینهای طولانی است که ریشه در فرهنگ و باورهای مردم منطقه دارد.
سفال کلپورگان فاقد لعاب است و خاک مورداستفاده در آن از منطقهای به نام «مشکوتک» واقع در دو کیلومتری روستا تهیه میشود که خاک آن به رنگ صورتی است و پس از پخت به رنگ قرمز در میآید.وی با اشاره به این که نقوش بهکاررفته روی سفالها نمادهای ذهنی و تجریدی هستند، میگوید: این نقوش، روایتگر خواستههای درونی هنرمند بوده و در برخی موارد، بیانگر اعتقادات و باورهایی است که از محیط پیرامونی نشأت گرفتهاند.
موزه سفالگری
این کارشناس میراث فرهنگی در تشریح مراحل تهیه سفال کلپورگان میگوید: زنان سفالگر، خاک مخصوص موسوم به «گل هاجک» را از کوهی به نام «شکوتک» تهیه کرده و پس از کوبیدن، الک و تصفیه سنتی، گل را آماده ساخت سفال میکنند؛ فرآیندی که کاملا به روشهای سنتی و ابتدایی انجام میشود.
دهواری میافزاید: گل آمادهشده درون ظرفی سفالی قرار میگیرد و هنرمند با استفاده از دست و چرخاندن ظرف زیرین، سفال موردنظر را شکل میدهد؛ بهگونهای که انگشت شست پا نقش موتور چرخ سفالگری را ایفا میکند و ظرفی تازه در این موزه زنده متولد میشود.
او با بیان این که روستای کلپورگان در زمره روستاهای هدف گردشگری سیستان و بلوچستان قرار دارد، خاطرنشان میکند: موزه سفالگری کلپورگان در ایام نوروز دایر خواهد بود و آماده میزبانی از گردشگران داخلی و خارجی است.


.gif)






.gif)



0 دیدگاه